قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2509
تاريخ الفي ( فارسى )
مسجد جامع شد و خلايق بسيار به گرد او جمع شدند ؛ چه ، او در حمايت اسلام ، كمال سعى و اهتمام مىورزيد . و چون اين خبر به خواجه نظام الملك رسيد ، فرمود كه حكم نيست كه او از خانهء خود برون آيد . و منشأ عداوت ميانهء سمجاء يهودى و أبو شجاع آن بود كه روزى سمجاء يهودى در بازار بغداد به مسلمانى سبزىفروش ، دكه [ اى ] زد و آن سبزىفروش آنچنان بر سمجاء زد كه دستار از سرش افتاد . چون آن سبزىفروش را به ديوان وزارت بردند ، أبو شجاع جانب او گرفته بنابراين ، گوهرآيين ، كه قبل از آن با وزير أبو شجاع عداوتى تمام داشت ، با سمجاء يهودى اتّفاق نموده پيش سلطان ملكشاه و خواجه نظام الملك چندان خبث أبو شجاع نمودند كه حكما او را از وزارت خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، معزول ساختند . و چون خليفه در اين باب چيزى نتوانست گفت ، بعد از چند روز ، حكم فرمود كه جميع اهل ذمّه در بلاد اسلام ، خواه يهودى يا غير آن ، بايد كه در لباس خود نشانى بدوزند كه از مسلمانان امتياز داشته باشند يا زنّار بر بالاى لباس در گردن اندازند . و همچنانكه شارع حكم فرموده بايد كه بر اسب سوار نشوند و خانهء خود را بلند نسازند . القصّه ، چون اين كلمات بر اهل ذمّه بسيار شاقّ بود ، جمعى از آن طايفه ، كه شأنى داشتند و مذلّت نتوانستند كشيد ، بالضّروره ربقهء اسلام در گردن انداخته به شرف اسلام مشرّف گشتند . از آن جمله ابن موصلايا يهودى بود كه بعد از عزل ابو شجاع چند روز منصب وزارت خليفه به او متعلّق بود . آخر الأمر ، ابن موصلايا را معزول ساخته أبو منصور بن جهير را ، كه قبل از اين نيز مدّتى وزارت خليفه را داشت ، وزير خليفه ساختند . و در ماه جمادى الاولى اين سال ، شيخ أبو حامد محمّد بن محمّد الغزالى الطوسى را خواجه نظام الملك از اصفهان جهت تدريس مدرسهء نظاميّه به بغداد فرستاد و او را به « زين الدّين شرف الامّه » ملقّب گردانيده و بعد از آن چندگاه به « حجّة الاسلام » ، چنانچه در ميان علما مشهور است ، ملقّب گردانيد . و هم در اين سال ، در ولايت شام آنچنان زلزله شد كه اكثر عمارت آن روى به خرابى نهاد و از سور مدينهء أنطاكيه نود برج منهدم گشت و خلقى غيرمتناهى در اين زلزلهها هلاك گشتند . و از اعيان علماى شافعيّه در اين سال ، أبو طاهر عبد العلىّ بن احمد بن علك « 1 » ، كه با وجود تبحّر در علوم شرعيّه به فصاحت لهجه امتياز داشت ، در بغداد وفات يافت . جميع اعيان آن بلده پياده به مشايعت جنازهء او بيرون رفتند غير از خواجه نظام الملك كه به عذر كبر سن و
--> ( 1 ) . ق ، ش : علل .